در این قسمت می خوام کلمه open را مورد تحلیل قرار دهم.
معانی این کلمه : 1- باز 2- آزاد 3- علنی 4- همیشگی
5- صاف 6- سرگشاده 7- در معرض 8- قابل بحث 9- افتتاح کردن
10- باز کردن
1- open society معنی : جامعه باز
2- open market معنی :بازار آزاد
۳- open meeting معنی :جلسه علنی
۴- open invitation معنی: دعوت همیشگی
5- open field معنی : میدان صاف
6- open letter معنی: نامه سرگشاده
7- open infection معنی: درمعرض عفونت
8- open question معنی: پرسش قابل بحث
9- he opened the meeting معنی: اوجلسه را افتتاح کرد
10- she opened the window معنی : او پنجره را باز کرد
-------------------------------------------------------------------------------
کاربرد کلمه make
۱- ساختن
مثال: make poem معنی: شعر ساختن
2-برگزیدن
مثال : they made him king at the age of fifty
معنی : در سن پنجاه سالگی او را به پادشاهی برگزیدند
3- مرتب کردن
مثال: he makes the house once a week
معنی : او هفته ای یک بار خانه را مرتب می کند
۴- برابر بودن
مثال: two and two make four
معنی: دو و دو می شود چهار
۵- شدن
مثال : you will make a fine teacher
معنی : تو معلم خوبی خواهی شد
۶- فهمیدن
مثال : what do you make of this movie?
معنی: از این فیلم چه فهمیدی؟
۷- وادار کردن
مثال: make him brush his teeth
معنی: وادارش کن دندان هایش را مسواک بزند
1- look before you jump ( نگاه کردن )
معنی : پیش از پریدن نگاه کن
2- it looks easy ( به نظر آمدن )
معنی : آسان به نظر می رسد
3- i will look what time the train starts ( معلوم کردن )
معنی : من معلوم خواهم کرد که قطار چه موقعی حرکت می کند
4- the room looks seaward ( رو به طرفی بودن )
معنی : اتاق روبه دریا است
5- he has the look of beggers ( ظاهر )
معنی : او ظاهر گدا ها را دارد
حروف اضافه که با look می آیند می توانند معنی آن را عوض کنند
1- look for ( جستجو کردن )
2- look after ( توجه کردن )
3- look forward to ( مشتاق بودن )
4- look in on ( ملاقات کوتاه کردن )
5- look in to ( بررسی کردن )
6- look out ( مواظب بودن )
7- look down ( تحقیر کردن )
8- look over ( مطالعه کردن )
--------------------------------------------------------------------------------------------
در این قسمت می خوام کلمه open را مورد تحلیل قرار دهم.
معانی این کلمه : 1- باز 2- آزاد 3- علنی 4- همیشگی
5- صاف 6- سرگشاده 7- در معرض 8- قابل بحث 9- افتتاح کردن
10- باز کردن
1- open society معنی : جامعه باز
2- open market معنی :بازار آزاد
۳- open meeting معنی :جلسه علنی
۴- open invitation معنی: دعوت همیشگی
5- open field معنی : میدان صاف
6- open letter معنی: نامه سرگشاده
7- open infection معنی: درمعرض عفونت
8- open question معنی: پرسش قابل بحث
9- he opened the meeting معنی: اوجلسه را افتتاح کرد
10- she opened the window معنی : او پنجره را باز کرد
-------------------------------------------------------------------------------
کاربرد کلمه make
۱- ساختن
مثال: make poem معنی: شعر ساختن
2-برگزیدن
مثال : they made him king at the age of fifty
معنی : در سن پنجاه سالگی او را به پادشاهی برگزیدند
3- مرتب کردن
مثال: he makes the house once a week
معنی : او هفته ای یک بار خانه را مرتب می کند
۴- برابر بودن
مثال: two and two make four
معنی: دو و دو می شود چهار
۵- شدن
مثال : you will make a fine teacher
معنی : تو معلم خوبی خواهی شد
۶- فهمیدن
مثال : what do you make of this movie?
معنی: از این فیلم چه فهمیدی؟
۷- وادار کردن
مثال: make him brush his teeth
معنی: وادارش کن دندان هایش را مسواک بزند